جمعى از نويسندگان
34
يادنامه طبرى ( فارسى )
و ترجيح داد كه اختصاصا سرگرم تدريس و تأليف گردد و از هر كارى جز ايندو روى گرداند . از اين روى ، بقيهء عمر خود را - جز دو سفر به زادبوم خويش يعنى طبرستان كه يكى از آنها در سال 290 قمرى روى داد - در بغداد سپرى ساخت . 9 طبرى سرانجام خانهاى در « رحبهء يعقوب » در بغداد بنا كرد و اوقات شبانهروزى خود را برنامهريزى نمود و فرصتهاى يوميهء خويش را در عبادت و قرائت و املاء و تأليف تقسيم و تنظيم نمود و عاقبت در شامگاه روز يكشنبهء دو روز مانده از شوال سال 310 از دنيا رفت و در روز دوشنبه هنگام چاشت روز پس از درگذشتش در خانهاش به خاك سپرده شد و بر جنازهء او جمعيتى كه شمار آنها را جز خدا نمىداند گرد آمدند و ماهها بر گور او نماز مىخواندند . به هنگام مرگ ، با اينكه حدود هشتاد و هشت سال از عمر او مىگذشت موهاى سياه در سر و صورتش فراوان ديده مىشد . 10 قناعت و مناعت طبرى چنان كه قبلا اشارت رفت هزينهء زندگانى طبرى از سوى پدرش ، به هر شهر و ديارى كه براى تحصيل علم مىرفت ، تأمين مىشد و خود مىگويد : مدتى بود كه وصول آن به تأخير افتاد و در نتيجه ناگزير شدم دو آستين جامهام را بفروشم 11 [ و از رهگذر آن نيازم را برآورده سازم ] . اين جريان و رويدادهاى ديگرى كه در زندگانى طبرى جلبنظر مىكند مناعت طبع او را نشان مىدهد . اشعار زير كه طبرى آن را ضمن حادثهاى سرود همين امر را تأييد مىكند ، آنجا كه مخلد بن جعفر دقّاق مىگفت محمد بن جرير اين اشعار را براى ما برخواند : اذا أعسرت لم يعلم رفيقى * و أستغنى فيستغنى صديقى حيائى حافظ لى ماء وجهى * و رفقى فى مطالبتى صديقى و لو أنّى سمحت ببذل وجهى * لكنت إلى الغنى سهل الطّريقى - به گاهى كه در عسرت و ندارى بسر مىبرم ، رفيق و همدم من از آن آگاهى ندارد .